ابراهيم عاملي ( موثق )

14

تفسير عاملي ( فارسي )

« أتُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْتَ » 19 فخر : اختلاف است كه اين جمله سخن اسرائيلى است كه چون ديد موسى غضبناك است و آهنگ حمله دارد ولى به او ميگويد « إِنَّكَ لَغَوِيٌّ » تو مردى از راه بدر هستى گمان كرد ميخواهد به او حمله كند از اينروى گفت : ميخواهى من راى مثل ديروزى بكشى قبطى كه اين راى شنيد دانست كه كشته ديروزى بوسيله موسى بوده است رفت و خبر داد و موسى را تعقيب كردند ، و يا سخن خود قبطى است كه خبر دار شده بودند موسى آدم كشته اين بود كه گفت ميخواهى من راى هم مثل ديروزى بكشى و ظاهر اين است كه مقصود همين باشد كه قبطى اين سخن راى بموسى گفت چون قصد حمله به او داشته و جمله « إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ » مناسب با سخن دشمن است نه دوست . « جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى » 20 طبرى : آن مرد مؤمن آل فرعون بوده است . « تَوَجَّه تِلْقاءَ مَدْيَنَ » 22 مجمع : زجّاج گفته است : يعنى براهى رفت كه بمدين برخورد كرد و هشت روز تا مصر فاصله داشت و چون راه را نميدانست گفت « عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي » بعضى گفته‌اند : جاى معيّن در نظر نداشت و راهى كه پيش گرفت به طرف مدين بود . عكرمه گفته است : به چهار راه برخورد و سرگردان شد از اينروى گفت « عَسى رَبِّي » . طبرى : يعنى روى خود بسوى مدين داشت و چون راه آنجا را بلد نبود گفت « عَسى رَبِّي » . كشف نوشته : موسى به شخص سوى مدين رفت به خدمت شعيب افتاد و بدل سوى حقّ رفت بنبوّت و رسالت افتاد . حسينى نوشته : سلمى فرموده كه روى بناحيه ى مدين داشت امّا دلش متوجّه حضرت ذو المنّ بود و مسالك بيداى مدين را بهمراهى شوق لقا تنها ميپيمود . غمت تا يار من شد روى در راه عدم كردم خوش است آوارگى آن را كه همراهى چنين باشد « يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ » 22 كشف نوشته : « سَواءَ السَّبِيلِ » مواظبت